مریم حسین زاده هنزایی: توانانیوز، در حالی که نهمین هفته بنبست در تنگه هرمز سپری میشود، آنچه به عنوان یک راهبرد فشار حداکثری علیه تهران طراحی شده بود، به یک بحران اقتصاد جهانی تبدیل شده است. بررسی کارشناسی ها و تحولات میدانی نشان میدهد که محاصره دریایی آمریکا، نه تنها ایران را منزوی نکرده، بلکه به یک «خودزنی بینالمللی» برای واشنگتن تبدیل شده که هزینههای سنگین راهبردی و اقتصادی را بر دوش آمریکا و متحدانش میگذارد.
برخلاف تصور اولیه که هدف از محاصره، فلج کردن صادرات نفت ایران بود، اکنون این غولهای اقتصادی جهان هستند که در تنگنا قرار گرفتهاند.

شوک به رگ حیات اقتصاد جهان
آمارها نشان میدهد که ترافیک کشتیها در تنگه هرمز، که گذرگاه حیاتی برای ۲۰ درصد نفت و گاز جهان است، تقریباً به صفر رسیده است . این اختلال که از اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) آغاز شده، بزرگترین بحران تاریخ صنعت نفت و گاز توصیف میشود . در عمل، تنگه به یک منطقه ممنوعه برای کشتیرانی تجاری تبدیل شده و هر کشتی که جرأت عبور کند، یا توقیف و یا هدف حمله قرار میگیرد .
این بنبست، زنجیرههای تامین را در سراسر جهان مختل کرده است. قیمت سوخت هواپیما در اروپا تقریباً دو برابر شده و شرکتهایی مانند لوفتهانزا مجبور به لغو هزاران پرواز شدهاند . حتی قیمت کالاهای پلاستیکی و مواد غذایی به دلیل افزایش هزینههای حمل و نقل و خوراک پتروشیمی افزایش یافته است .

پازل پیچیده فشار مضاعف بر آمریکا
تحلیلگران اقتصادی معتقدند ایران با موفقیت «معادله قدرت» را تغییر داده است. تهران نیازی به شکست مستقیم ناوگان آمریکا ندارد؛ کافی است که تهدید را زنده نگه دارد تا هزینههای بیمه و حمل و نقل سر به فلک بکشد و بازارهای جهانی در حالت تعلیق دائمی باقی بمانند .
این فشار، واشنگتن را مجبور به عقبنشینی های راهبردی کرده است:
۱. شکاف در اجماع جهانی: برخلاف گذشته، متحدان آمریکا با اشتیاق وارد این نبرد نشدند. اصطکاک در ناتو عمیقتر شده و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با تردید به میزبانی از پایگاههای آمریکایی نگاه میکنند . از سوی دیگر، نقش چین به عنوان میانجی بین تهران و واشنگتن، موقعیت پکن را در نظام جهانی ارتقا داده است . تهران نشان داده که میتواند «اردوگاه جهانی جنوب» (Global South) را علیه سیاستهای غرب mobilized کند .
۲. عقبنشینی در اوکراین: بارزترین نمونه «خودزنی» آمریکا، تصمیم واشنگتن برای نرمش در برابر روسیه است.
گزارشها حاکی از آن است که دولت آمریکا برای جبران کمبود نفت ناشی از محاصره هرمز، به طور موقت تحریمهای خرید نفت از روسیه را لغو کرده است . این تصمیم که به منظور ثباتبخشی به بازارهای انرژی گرفته شد، عملاً به اقتصاد روسیه در میانه جنگ اوکراین نفس تازهای بخشید و وحدت اروپا در تحریم مسکو را نشانه رفت.
۳. شکننده بودن محاصره: واقعیت میدانی نشان میدهد که محاصره آمریکا نتوانسته به طور کامل تردد نفتکشهای ایرانی را متوقف کند. محمولههای نفت همچنان از طریق «ناوگان سایه» یا مسیرهای جایگزین در حال جابجایی هستند . این به معنای عدم موفقیت کامل هدف اولیه محاصره است.

پیروزی راهبردی یا استراتژی تحمیلی؟
در حالی که مقامات آمریکایی ادعای پیروزی و تحت فشار گذاشتن ایران برای بازگشت به میز مذاکره را دارند، واقعیت های اقتصادی حرف دیگری میزند. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) هشدار داده است که اگر این بنبست ادامه یابد، اقتصاد جهانی با کسری عظیم عرضه نفت مواجه خواهد شد که قیمتها را به سطح غیرقابل تحملی خواهد رساند .
تحلیلها نشان میدهد که آمریکا اگرچه از نظر نظامی قدرتمند است، اما ایران از «ابزار زمان و بازار» علیه واشنگتن استفاده میکند. هرچه قیمت بنزین در آمریکا بالاتر رود و کارخانههای اروپا با کمبود مواد اولیه مواجه شوند، فشار سیاسی بر دولت بایدن (یا هر دولت مستقر دیگر) برای مصالحه بیشتر خواهد شد .
جمعبندی: آنچه در هرمز میگذرد، بیش از آنکه یک «محاصره علیه ایران» باشد، به یک «گروگانگیری متقابل» شبیه است که در آن، اقتصاد شکننده جهانی و منافع استراتژیک آمریکا در خط مقدم آتش قرار دارند. محاصره هرمز به جای آنکه مزیت رقابتی برای واشنگتن ایجاد کند، به یک تهدید تمامعیار برای ثبات بینالمللی و هژمونی آمریکا تبدیل شده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟